ماری کوری: کشنده یا زندگی بخش؟
ماری کوری از دانشمندان زن معروف فیزیک و شیمی بود. او از پیشگامان عصر رادیواکتیو بود .
حالا شاید سوال بشه رادیواکتیو چیه؟ پدیده ای ست که در هسته اتمهای ناپایدار پرتوزا رخ میدهد و پرتوهایی تولید میکند که به آنها پرتوهای رادیواکتیو میگویند. (به زبون ساده می شه یه چیزایی توی مایه های شیمی)
به علاوه ماری نخستین بانوی برنده 7 جایزه ی مهم جهانی بود که دوتا از اون ها نوبل شیمی و فیزیک بودند.( ماشالله بانو.) از بزرگترین دستاورد های ماری می توان به توسعه نظریه رادیواکتیوته اشاره کرد . از دستاوردهای دیگر او کشف ۲ عنصر پولونیوم و رادیوم (ببینین ما امتحان شیمی هامون رو مدیون کی ایم!) بود . او مدیریت اولین پژوهش های تاریخ در زمینه نئوپلاسم با استفاده از ایزوتوپهای رادیواکتیو را بر عهده داشت. ( اینم بخوام ساده بگم می شه یه کار ازمایشگاهی خیلی سخت ولی مهم.)
پولونیوم نخستین عنصری بود که ماری کوری و همسرش موفق به کشف آن شدند و نام این عنصر را به افتخار کشور لهستان که سرزمین مادری اش بود ، پولونیوم نام گذاری کردند. این دانشمند مؤسسههای کوری در پاریس و ورشو (پایتخت لهستان) پنیان گذاری کرد.امروزه این مراکز نقش مهمی در تحقیقات پزشکی دارند.
ماری به سببب سال ها تحقیق درباره مواد پرتوزا و قرار گیرگرفتن طولانی مدت دربرابر مواد رادیو اکتیو مخصوصا در زمان جنگ جهانی اول در بیمارستان صحرایی به بیماری کمخونی آپلاستیک مبتلا شد و سرانجام در سال ۱۹۳۴، در سن ۶۶ سالگی در فرانسه درگذشت. بقایای جسد ماری کوری را پس از ۶۰ سال از مرگش در سال ۱۹۹۵، به پانتئون منتقل کردند. کشور لهستان سال ۲۰۱۱ که سال جهانی شیمی بود را به سال ماری کوری تغییر داد.
بریم ببینیم اصلا ماری کوری کیه؟ چیکار کرده؟ ( سوال صادقانه ی خودم اینه که چرا اسمش اینه؟)
ماریا اسکودوسکا با نام مستعار مانیا در ۷ نوامبر ۱۸۶۷ در شهر ورشو در لهستان که از امپراتوری روسیه بود، به دنیا آمد. او پنجمین فرزند از معلم های به نام برونیسواوا اسکودوسکا و وادیسواو اسکودوسکی بود.خواهران او زوفیا، برونیسواوا و هلنا و برادر او جوزف بودند. (وای انگار داری یکی از کتاب های داستان های داستایفسکی رو می خونی!)
خانواده ماری از دو طرف پدری و مادری، ورشکسته بودند . آنها ثروت خود را در جریان قیام های باز پس گیری استقلال لهستان از دست داده بودند. خانواده ماری زندگی سختی را داشتند. پدر ماری مدیر مدرسه راهنمایی پسرانه و معلم ریاضی و فیزیک بود . زمینه هایی که ماری تمایل زیادی به تحصیل در آن ها را پیدا کرد. بعد از آن که مقامات روسی استفاده از آزمایشگاه را از مدارس حذف کردند. وادیسواو تمامی ابزار و وسایل آزمایشگاه را به خانه خود برد و در آن جا دانش آموزان را آموزش می داد. وادیسواو در نهایت به دلیل ترویج عقاید میهنپرستانه از مدرسه اخراج شد . او مجبور شد به حرفه ای دیگر با درآمد کمتر رو بیاورد. وضعیت سخت اقتصادی باعث شد آن ها خانه خود را به اقامتگاه پسران تبدیل کنند تا بتوانند درآمدی کسب کنند.
مادر ماری، برونیسواوا مدیریت مدرسه شبانه روزی دخترانه را برعهده داشت که بعد از تولد ماری، از سمتش استعفا داد.(ای بابا) برونیسواوا در سال ۱۸۷۸ زمانی که ماری ده ساله بود، به علت بیماری سل درگذشت. سه سال پیش از آن، زوفیا، خواهر بزرگ ماری به دلیل بیماری تیفوس درگذشت . پدر ماری یک خداناباور بود ولی مادرش یک کاتولیک معتقد بود. سختی مرگ مادر و خواهر ماری کوری باعث شد که او از اعتقاد به کاتولیک بردارد و به ندانم گرا روی بیاورد.( منم همینطور ماری-)
ماری کوری از زمان کودکی هوش و حافظه قوی و شگفت انگیزی داشت . او در سن ۱۶ سالگی برنده مدال طلای رقابت های علمی را از یک مدرسه روسی شد. ماری به دلیل شرایط سخت اقتصادی خانواده خود،مجبور بود که در نوجوانی، درکنارتحصیل کارکند. (عزیزان آدما توی سختی ها شکوفا می شوند.)
ماری در اواخر سال ۱۸۹۱ میلادی و در ۲۴ سالگی لهستان را به مقصد فرانسه ترک کرد. او در فرانسه با نام ماری شناخته شد. ماری در فرانسه برای مطالعه فیزیک،شیمی و ریاضیات در دانشگاه سوربن پاریس ثبت نام کرد . دانشگاه سوربن از بهترین دانشگاه های پاریس محسوب می شد.(والا هنوزم هست!) ماری در نزدیکی دانشگاه، اتاق زیر شیروانی دانشگاه برای خودش اجاره کرد.
در سال ۱۸۹۳ با وجود پشتکار و تلاش بسیار توانست مدرک مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته فیزیک بهعنوان دانشجوی برتر در رشته فیزیک بگیرد و در آزمایشگاه های صنعتی گابریل لیپمن شروع به کار کند.در همین زمان، او تحصیلش در دانشگاه پاریس را با استفاده از کمک هزینهای که گرفته بود، ادامه داد و در سال ۱۸۹۴موفق به گرفتن مدرک دوم خود یعنی کارشناسی ارشد رشته شیمی شد. دلتنگی برای وطن انگیزه بازگشت ماری به لهستان شد.(نکن این کارو زن!) پیشنهاد کار ماری برای کار در دانشگاه یاگیلونیا به علت محدودیتی که صرفاً به خاطر این بود که او یک زن است،رد شد. به هر حال ماری برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به پاریس بازگشت.در ۲۶ ژوئیه ۱۸۹۵، او با پیر کوری در شهر سو ازدواج کرد.


در سال ۱۸۹۵، ویلهلم رونتگن پرتو ایکس را کشف کرد. یک سال بعد هانری بکرل کشف کرد که اورانیوم دارای پرتوهایی است که توانایی عبور از فلزات را دارد و از نظر قدرت نفوذ شبیه پرتو ایکس هستند ولی متفاوت از پرتو ایکس بود. ماری کوری تحت تاثیر این دوکشف قرار گرفت. او تصمیم گرفت تا روی این پرتوهای جدید تحقیق کند. بنابراین پرتو تابیده شده از اورانیوم را به عنوان رساله تحقیقاتی دکتری خود انتخاب کرد.(اینو یادتون باشه ها!)
مطالعات و تحقیقات ماری و پیر برروی دو ماده معدنی پیچ بلند و توربرنیت باعث شد که آن ها در سال ۱۸۹۸ میلادی، موفق به کشف دو عنصر شیمیایی شدند. نخستین عنصر کشف شده پولونیوم نام داشت . ماری به دلیل احترام و علاقه به وطن خود ، این نام را برای این عنصر انتخاب کرد.این زوج در پژوهش های خود به این موضوع پی بردند که عنصر پولونیوم ۳۰۰ مرتبه بیشتر از اورانیوم پرتو ساطع می کند.
در ۲۶ دسامبر ۱۸۹۸،دومین عنصری توسط این زوج کشف شد و آن ها از عنصر دیگری پرده برداشتندکه نام آن را رادیوم نام نهادند. این نام از روی معنی لاتین کلمه پرتو گرفته شده است. به علاوه خانواده کوری در مسیر تحقیقاتشان برای اولین بار از واژه رادیواکتیویته استفاده کردند.آنها کشف کردند که ترکیبات رادیوم چندین میلیون برابر از اورانیوم دارای خاصیت رادیواکتیویته است. آن ها هم چنین ترکیبات رادیوم از خود نور ساطع می کنند و منبعی از گرما هستند. در واقع این ماده بدون هیچ واکنش شیمیایی از محیط اطراف خود گرم تر است.
در سال ۱۹۱۰، کوری موفق به خالصسازی رادیوم شد و افزون بر این، استانداردی بینالمللی برای تابش رادیواکتیو تعریف کرد.( والا آدم کیف می کنه.)

ماری کوری اولین بانویی بود که توانست جایزه نوبل دریافت کند و حتی اولین کسی بود که دوبار در دوعلم جداگانه جایزه نوبل را دریافت کرد.او در سال ۱۹۰۳ به صورت مشترک با هانری بکرل و پیرکوری به خاطر کار روی رادیو اکتیو جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.
در سال ۱۹۱۱ ماری کوری برای دومین بار به خاطر کشف رادیوم و پولونیوم در رشته شیمی توانست حایزه ارزشمند نوبل را دریافت کند. البته این بار او به تنهایی این جایزه را برد. او دراین زمان با دانشمندان معروف زمان خود یعنی آلبرت انیشتین و ماکس پلانک پیوست تا در اولین کنگره سولوی در رشته فیزیک شرکت کنند تا در زمینه کاریشان اکتشافات جدیدی را به اشتراک بگذارند.
یکی دیگر از اتفاقات تاریخ ساز زندگی ماری کوری تدریس او در دانشگاه پاریس بود . او به عنوان اولین استاد زن در این دانشگاه شروع به فعالیت کرد. به طور کلی ماری کوری، 7 جایزه برنده شد.( بقیه دانشمندا توی یه دونه اش موندن، بعد ادعاشون هم می شه!)

ماری کوری در چهارم ژوئیه سال ۱۹۳۴و در ۶۶ سالگی به خاطر کم خونی آپلاستیک از دنیا رفت. کارشناسان علت مرگ او را تماس طولانی با مواد رادیو اکتیو می دانند. او همیشه تیوب های رادیوم را در جیب روپوش آزمایشگاهی خود می گذاشت . امروزه دانشمندان احتیاط بسیار بالایی در تماس با این مواد دارند. حتی بعضی منابع می گویند او پرتو های آزمایشگاهی را در شیشه ای گذاشته بود و از آن به عنوان چراغ خواب استفاده می کرده و این کار در طولانی مدت، به او آسیب جدی زده است. یعنی با همان چیزی که کشفش کرده، از دنیا رفته است.
ماری در طول زندگی اش به موفقیت های زیادی دست یافت . او از چهره های پیشتاز در زمینه علمی بود . ماری کوری در پاریس در کنار آرامگاه همسرش دفن شد . حدود ۶۰ سال بعد و در سال ۱۹۹۵ بقایای اجساد ماری و پیر کوری به پانتئون پاریس منتقل شد و او اولین زنی بود که به خاطر شایستگی هایی که داشت افتخار دفن در این محل و در کنار سایر چهرههای برجسته فرانسه پیدا کرد .
ماری کوری به خاطر دستاوردهای علمی اش در فرهنگ ها و محافل مختلف مورد تحسین قرار می گرفت. در مجله New Scientist در سال ۲۰۰۹ برای انتخاب برترین بانوی تأثیرگذار تاریخ یک مراسم رای گیری را برگزار کردند که طی آن ماری کوری در رتبه اول قرار گرفت.
لهستان و فرانسه سال ۲۰۱۱ میلادی را به نام ماری کوری نام گذاری کردند. این دانشمند بزرگ علاوه بر دریافت دو جایزه نوبل افتخاراتی مانند مدال فرانکلین، مدال الیوت کرسون، جایزه آکتونین ، مدال دیوی را دریافت کرد.عنصر شماره ۹۶ جدول تناوبی عناصر نیز کوریوم نام نهاده شد.( اینم از این!)
چون ز سینه آب دانش جوش کرد
نه شود گنده نه دیرینه نه زرد
ای بسا عالم ز دانش بینصیب
حافظ علمست آنکس نه حبیب
-مولانا
خلاصه این شعر رو هم بخونین که بشوره و ببره. ممنون که تا اینجا خوندی ماری کوری دوم!
-مقاله از: مانلی فرزد
-منبع: جهان شیمی
3 دیدگاه
مانلی فرزد
عجب مقاله ای! دمتون گرم!!! چارلز دیکنز باید از نویسنده ش یاد بگیره. الله اکبر!
نغمه ایل بیگی
مانلی یعنی عاشقتم که خودت خودتو تشویق می کنی😂😂😂
صبا خالدی
چه مطالب مفیدی بود .ممنون از سایت خوبتون!